چندگاهی است سودای نوشتن کتاب سیروسلوک حرفهای مایه توجهم به مکاتب و مفاهیم بنیادین روانشناختی و بزرگان این علم شدهاست. برای نوشتن این کتاب خودم را به محاصره انواع پرسشهای پیچیده نظری و کاربردی در حوزههای گوناگون اسیر کردهام. یک از این حوزهها تاثیر انواع عقدهها بر سبک رهبری مدیران است
دیروز داشتم خاطرات کارل گوستا یونگ را میخواندم که کسی تماس گرفت. بیان حسرتهایش کسی در شادیهایی که دیگران دارند و او ندارد باعث شد تا سخنرانی کوتاهی در باره .عقده حقارت برایش داشته باشم. صحبتهای جالبی رخ داد که فکر می کنم باید آن را بنویسم. این ایام عید، یکی از زمانهایی است که آدمها احساس حقارت خیلیها فعال میشود. تو گویی اژدهایی خفته به جنبش و جوش در میآید و تمام امکان های خوشیهای خیلی کسان را را میبلعد.
کامل متن را در زیر دانلود کنید