درآمد
در سه دهه گذشته که ذهنم بیش از پیش مدیریتیتر شده است، بر این باور جدیتر شده ام که بیهدفی، روح را در گرداب فرسایش روزمرگیها فرو میبرد. اما هدف چه باید باشد؟ آیا هر خواستهام هدف است؟ اهداف در چه زمینهای؟…
در زبان فارسی همانند پنداشتن واژگانی چون : منظور، مقصود، هدف، خواسته، امل، آرزو، آرمان و… آشفتهساز است. در دانش مدیریت اهداف، انواع، سلسلهمراتب و نظامی دارد. هر کدام در نسبتی با هم هستند، از اهداف کلان و به قول امروزیها راهبردی تا اهداف خرد و تاکتیکی که در جنگوگریز زندگی باید در دامنه آنها جولان داد.
سالیانی بر پایه این باور هر اسفندماه، سالی که در حال پایان بود ارزیابی می نمودم و برای سال بعد هم اهدافی طراحی میکردم. هدفهای اصلیام هم همیشه تکمیل کتابهایی بودند که نیمهکاره ماندهاند. کتابهایی که در فرآیند نگارش به نوشتن کتابهای دیگری می انجامیدند و نظم برنامهریزی مرا به هم میزدند.به سخن دیگر برنامهریزی ام غلطان میشد.
برای خواندن کامل مقاله روی واژه زیر کلیک برای دانلود کنید: