درآمد
دیروز انتشارات رشد تعطیل بود و امروز هم مجبور شدم با دوستی بروم به میدان انقلاب در پی دو کتاب مشخص در حوزه روانشناسیوجودی.
پس از گپیگرم و صمیمی با فروشندگان، سه کتاب خریدم. در سال گذشته در این خط مترو فقط یک نفر را دیدم که کتاب میخواند. آن هم در خطی که به ایستگاه تربیت مدرس و پشت دانشگاه تهران میرود، اما از هر ده نفر، حداقل هفت نفر سرشان در گوشی است. براستی این مردم چه میبینند؟ این دو رفتار مردمان نشان از چه چیزهایی دارد؟…
هنگام سوار شدن کتابها را با وجود بیعینکی، به امید دیدن جملاتی درشت ورق زدم، دو جمله را دیدم که فکر میکنم سنگینی وزنشان کمر هر ذهنی را خم میکند:
کامل این متن را می توانید در با دانلود فایل زیر ببینید